PostHeaderIcon جشنواره دوریان در مالزی

1246694526_duriancharity2
علاقه مندان به دوریان میتوانند فردا در محل subang parade با دادن ورودی 10 رینگتی تا جایی که میل دارند دوریان میل کنند…مبالغ پرداختی به مصرف خیریه خواهد رسید.

PostHeaderIcon دلم از وحشت زندان سکندر بگرفت

خرم آن روز کزین منزل ویران بروم
راحت جان طلبم وزپی جانان بروم
گرچه دانم بجائی نرود راه غریب
من ببوی سر آن زلف پریشان بروم
دلم از وحشت زندان سکندر بگرفت
رخت بربندم و تا ملک سلیمان بروم
چون صبا با تن بیمار و دل بی طاقت
به هواداری آن سرو خرامان بروم
در ره او چو قلم گر بسرم باید رفت
با دل زخم کش و دیده گریان بروم
نذر کردم گر از این غم بدر آیم روزی
تادر میکده شادان و غزل خوان بروم
به هواداری او ذره صفت رقص کنان
تا لب چشمه خورشید درخشان بروم
تازیان را غم احوال گرانباران نیست
پارسایان مددی تاخوش و آسان بروم

PostHeaderIcon این مورچه های مزاحم

مشکل مورچه ها تو مالزی مشکل کوچکی نیست…کوچکترین ماده غذایی که روی زمین بیفته، خدای نکرده شیرینی یا غذا که مدتی روی میز باشه، هر ماده خوشبویی که توی کیف آدم باشه از آدامس گرفته تا لوازم آرایش ، در مدت کوتاهی انبوهی از مورچه های ذره بینی و تقربیا بی رنگ رو دور خودش جمع میکنه…حتی لیوان آبی که شب کنارت میذاری و لپ تاپ ها هم از قضیه مستثنی نیستند (من 2 تا دکمه ctrl و shift لپ تاپم رو در این راه از دست دادم)…اما من بالاخره تونستم از شر مورچه ها خلاص شم…با خرید یکی از اینا:

1244530570_antbait

این طعمه های مورچه که معمولا شامل ترکیب اسید بوریک و یک ماده شیرین هستند در مدت کمی مورچه ها رو به خودشون جذب میکنند و مورچه ها این غذا رو بدون اینکه همونجا بخورند با خودشون به داخل لونه هاشون میبرن (درستکاریشون واقعا قابل تحسینه!) و بعد تمام کلونی از اون غذا میخورند و در عرض یک هفته نسل مورچه از خونه برچیده میشه.
نتیجه اخلاقی: کار گروهی همیشه هم خوب نیست و میتونه منجر به نابودی کل گروه بشه. اگه مورچه ها هم مثل موش ها عمل میکردند و همونجا طعمه رو میخوردند فقط خودشون میمردند و بقیه کماکان میتونستند زندگی کنند.

پ.ن. برند این محصول رو یادم نیست اما با عنوان ant bait از جاسکو خریدمش.

PostHeaderIcon آرامش پیش از طوفان

1243238793_calm

آرامش پیش از طوفان در مالزی نظیر ندارد… آسمان کبود پر از ابر…درختانی که زیر نور عجیب آسمان به زیبا ترین رنگ سبزی که دیده ام در می آیند….ساختمانهایی که در روشنای نور آسمان و در میان درختان به طرز عجیبی سفید به نظر میرسند…و سکونی که حتی پر زدن پرنده ای هم آن را آشفته نمیکند…

PostHeaderIcon procrastination

1243080406_procrastinationclock

procrastination نوعی از رفتار است که با به تاخیر انداختن کارها به آینده شناخته میشود. روانشناسان اغلب procrastination را به عنوان مکانیسمی جهت غلبه بر اضطراب شروع یک کار جدید یا ادامه کار عنوان میکنند.

مخاطب خاص ندارد!

PostHeaderIcon دومینوز

من پیتزاهای Dominos رو خیلی دوست دارم…اما هر بار که میرم امکان نداره بگم آخه رستوران به این خوبی این چه لیواناییه که داره…لیوانای سبز رنگ و کهنه کوکاکولا که آدم دلش نمیاد توش چیزی بخوره…امروز هم دوباره همین غرم رو زدم…موقع پرداخت صورت حساب یه جعبه به عنوان جایزه دادن…که توش این بود:
1242479882_cocacola3

PostHeaderIcon مقایسه 2 ورک شاپ

1242198155_501px-university_of_malaya

1- ورک شاپ شماره یک
مکان: دانشگاه مالایا
زمان:7 می 2009
سخنگو: دکتر لیم، محقق از دانشگاه سنگاپور
شرکت کنندگان:دانشجوبان ارشد و دکترا و مسوولین نشریات علمی
سر ساعت سخنران بسیار جوان در جلسه حضور داره…اسلایدها از قبل آماده هستند و روی صفحه نمایش دیده میشد…سخنران معرفی میشه و بدون مقدمه چینی بحث شروع میشه…افراد توی بحث شرکت میکنن…افراد حاضر در جلسه بعد از استراحت بین دو نیمه هم در اونجا حضور دارن…جلسه نیم ساعت هم دیر تر از ساعت مقرر تموم میشه چون پیشنهاد سخنران برای توضیح مبحث اضافه با موافقت حاضران مواجه میشه…یک هفته بعد همانطور که وعده داده شده اسلایدها برای شرکت کنندگان ایمیل زده میشود.

2- ورک شاپ شماره دو
مکان:دانشگاه مالایا
زمان:8 می 2009
سخنگو: دکتر سپیان رییس دانشکده کامپیوتر
شرکت کنندگان:دانشجوبان ارشد و دکترا
جلسه با 35 دقیقه تاخیر برگزار میشه چون جناب رییس هنوز نرسیدن…یکی از اساتید برای اینکه کسی جلسه رو ترک نکنه میاد و از دانشجویان میخواد که یک برگه سفید بردارن و راجع به موضوع بحث امروز هر چه میدونند یک انشاء بنویسن!…در این بین هم استاد محترم برای سرگرم کردن دانشجویان به مزه پرانی و شوخی میپردازن…بالاخره جناب رییس میان..خبری از اسلاید ها نیست…دکتر میفرمایند امروز میخواهیم با چیزهایی که شما میگین اسلاید بسازیم…بعد یک سند Word باز میکنند و چیزهای که گفته میشه رو روی اون مینویسن…تقریبا تمام مباحث مطرح شده تکرار درس Research methodology است که همه آن را پاس کرده اند…از تعداد افراد حاضر در جلسه بعد از استراحت دو نیمه خبری در دسترس نیست…چون من فرار رو به قرار ترجیح دادم.

مدتها پیش یکی از مالاییها میگفت اگر اشتباهات ماهاتیر نبود، مالزی الان میبایست کشوری در حد سنگاپور میبود…شاید هم همینطور باشه …اگه ماهاتیر کمی هم روی فرهنگ سازی سرمایه گذاری میکرد…

PostHeaderIcon قطاب

اینجا مالزی، یک کشور مسلمان نشین است…مردم اینجا ایران را به عنوان یک کشور اسلامی میشناسند…ما اینجا به صاحبخانه مان قطاب تعارف میکنیم و برایش تعریف میکنیم که این شیرینی مال یکی از شهرهای ایران است…و او مزه مزه میکند تا طعم آن را تشخیص دهد و بعد میگوید:It seems it contains liqueur.
1241411023_drks28

PostHeaderIcon کلاس ارف

1241273415_orff15

توی وبگردی هام به موسسه موسیقی پارس رسیدم…با دیدنش کلی خاطره برام زنده شد…موسس این آموزشگاه آقای ناصر نظر، بنیانگذار موسیقی کودکان (ارف) در ایران هست…اون زمان کلاسهاشون تو هنرستان موسیقی برگزار میشد…تو اون کلاس با روشهای ساده و جالب اصول اولیه موسیقی رو به بچه ها آموزش میدادن…یادمه صدای زیر و بم رو با کشیدن یه سری خطوط با نوک های خمیده یا تیز و روی صدای حیوانات مختلف آموزش میدادن( مثلا صدای خروس با خطوط نوک تیز به شکل ٧ و ٨ به هم چسبیده)…یکروز آقای نظر از من خواست برم پای تخته و بعد گفت میتونی صدای مرغ رو پای تخته بهمون نشون بدی؟…من اون موقع تازه به مدرسه میرفتم و داشتم حروف الفبا رو یاد میگرفتم…خوب یادمه که همون روز حرف قاف رو یادمون داده بودن…با خوشحالی و اعتماد به نفس هر چه تمام تر خیلی گنده و البته کج روی تخته توشتم “قد قد” … خنده بچه های بزرگ کلاس رو یادم نمیره…

PostHeaderIcon دهانشویه

بیش از 3 هفته از کشیدن دندون کذاییم میگذره و هنوز زخمش خوب نشده…خدا رو شکر از ایران آنتی بیوتیک آورده بودم…اما گفتم دهانشویه رو از همینجا هم میتونم بگیرم…امروز بالاخره همت کردم و رفتم داروخانه و به متصدی داروخانه گفتم دهانشویه کلر هگزیدین میخوام…اون هم با ژست دکتری ازم پرسید برای چی میخوام…گقتم لثه ام زخمه…با همون ژست پرسید درد هم میکنه؟…گفتم کمی درد داره…یه بطری کوچک گذاشت روی میز و گفت این برای شما بهتره.کلرهگزیدین هم داره…من هم خوشحال و خندان خریدمش…وقتی استفاده اش کردم حس کردم زبونم داره گزگز میکنه…چند لحظه بعد کل دهنم همینطور شد و از اون موقع تا الانم –که حدود 45 دقیقه میشه- کل دهنم بیحس شده!…از کی تا حالا جای دهانشویه داروی بیحسی میدن رو نمیدونم…اینجا حتی به دکتر داروخانه هم نمیشه اعتماد کرد.