Archive for دسامبر, 2008
قانون جدید

طبق قانون جدید که از اول ژانویه قرار است عملی شود، پهن کردن لباس در بالکن هاس مشرف یا از پنجره ممنوع شده و جریمه نقدی -از 50 تا 150 رینگت- خواهد داشت. داتو نجیب رزاک از زنان خانه دار خواسته لباسها را داخل خانه و روی زمین خشک کنند و یا از خشک کن استفاده کنند. چرا که پهن کردن لباس در بالکنها منظره کشور را بد میکند.(منبع خبر)
آقا نجیب خان! تو این کشور خوش آب و هواتون لباسها حتی در هوای آزاد باید 3، 4 روز بمونه و آخر به زور اطو خشک شه، و وجود ذره ای نم در کمد باعث کپک زدن کل کمد لباس میشه، ما دانشجوها هم که وسعمون به خرید خشک کن نمیرسه، کمی فکر کن بعد حرف بزن آقا!
Sungha Jung
چهره سرد پسرک هیچ احساسی را منتقل نمیکند، انگشتانش اما به روی سیم ها میرقصند… و من…مسحور قدرت سر انگشتان جادویی او….
شب چله
کی گفته شب چله باید هوا سرد باشه ، با فامیل باید یه جا جمع شد و انار گلپر زده و هندونه و آجیل شب چله خورد؟ میشه توی رستوران هندی نشست زیر پنکه و عرق رخت و توسای ماسالا و تتاره خورد و Winter Solstice (شب یلدا) رو به صورت علمی برای یه عده چینی مالایی توضیح داد.
هشدار به توریستهای ایرانی
با نزدیک شدن به ایام کریسمس ، خیل زیاد هموطنانمان به مالزی سفر کرده اند طوریکه محال است پایت را از خانه بیرون بگذاری و ایرانی نبینی…و به قول یکی از دوستان “چرا که نه؟”…تمام مراکز خرید به غایت زیبا تریین شده اند و در تمامی آنها همه روزه برنامه های رقص و نمایش و سرودهای کریسمس (CAROLS) برپاست . تمام مغازه ها و برندهای معروف حراج های 50 تا 70 درصد زده اند …با خرید از بعضی از مغازه ها کوپن تخفیف برای مغازه ای دیگر را میگیری و به واقع بهشتی است برای خرید (هم برای خریدار و هم برای فروشنده)…

چندی پیش یکی از دوستان ما در ایران که آوازه حراجهای کریسمس در مالزی به گوشش رسیده بود 10 روزی به اینجا آمد و چند روز پیش، با خوشحالی تمام از این که خرید های خوبی کرده اینجا را ترک گفت…اما ظاهرا دوستان ما در ایران زرنگ تر از این حرفها هستند…در این ایام گمرگ به شدت سخت گیر شده و مبالغ هنگفتی بابت بارهای مجاز مسافران ایران ایر از آنها دریافت میکند…ظوری که ما شنیدیم همه مسافران حتی کادر پرواز جریمه هایی بالای 100 هزار تومان دریافت کردند و در جواب اعتراض ها جوابی که شنیده اند این بوده که اگر پول ندارید وسایلتان را همینجا بگذارید و بروید…
من که تا پیش از این به همه آشنایان توصیه میکردم بهترین ایام برای سفر به مالزی کریسمس است، از حرف خودم بر میگردم…این هشدار رو به دوستانی که در این ایام میخوان به اینجا بیان هم برسونین!
لانکاوی
بالاخره تونستم جزیره لانکاوی رو زیارت کنم…در نگاه اول چیز زیادی نداشت…یه شهر کوچک ساحلی که نه زیبایی و بکری ردانگ رو داره و نه چندان متمدن به نظر میرسه…دریا هم چندان آبی و خوشرنگ نیست…
به جرات میشه گفت اگه ماشین نداشته باشی لذت چندانی از اقامت در لانکاوی نمیبری…خوشبختانه ماشین برای اجاره با قیمت منصفانه همه جای لانکاوی هست… یک روز اجاره ماشین خیلی به صرفه تر از دادن کرایه تاکسی است…جاده ای سر راست دور تا دور جزیره کشیده شده که با پیمودن اون میشه اکثر جاهای دیدنی جزیره رو دید…نقشه جزیره به همراه راهنمای جاهای دیدنی اون رو میتونین در همون فرودگاه لنکاوی به رایگان تهیه کنین.
شهر اصلی لنکاوی kuah در جنوب شرقی جزیره است که بهترین هتلها ، تعدادی مراکز خرید و میدان معروف عقاب در اون واقع شده:

جای دیدنی که در غرب جزیره واقع شدهoriental village هست…یک مجموعه تفریحی که به فرم دهکده ساخته شده و علاوه بر تعدادی هتل ، مغازه و دریاچه یک تله کابین داره که شمارو به بالای کوه میبره… از اونجا با یک پیاده روی کوتاه در جنگل به یک پل معلق فلزی بر فراز جنگل میرسین که بسیار دیدنیه و از اون بالا ابشار Terjun Temurun رو میشه در میان جنگل مشاهده کرد:

تعدادی جزایر اطراف هم هستند که ارزش دیدن دارند: جزیره پایار در جنوب لنکاوی که یک پارک دریایی برای غواصی داره، جزیره Beras Basah برای یک جنگل نوردی کوتاه و دیدن دریاچه بانوی باردار-وجه تسمیه این دریاچه هم اینه که کوههای سرسبز مشرف به این دریاچه شکلی شبیه زن بارداری که دراز کشیده رو دارن:

جزیره ای سبزکه سکونتگاه عقابهای قهوه ای است وجزیرهDayang Bunting برای شنا.
سواحلی که هم برای شنا و هم برای ورزشهای ساحلی ساحلی از قبیل پاراسیلینگ و جت اسکی خوب هستند هم زیادند…یکی از معروفترین اونها ساحل pantai cenang هست
در لانکاوی مشروبات الکلی و شکلات duty free هستند و ارزانتر از شهر…غذاهای دریایی تازه ونسبتا ارزان هم به وفور یافت میشه.
دیدن این جزیره را به همگان توصیه میکنم.
bonyari band
خیابان بوکیت بینتانگ در نوع خودش جالبه…در محدوده بینتانگ واک معمولا هر شب برنامه جالبی هست که بخواد آدمو سرگرم کنه…شبی برنامه رقص ملل ، شبی رقابت رپ بازها ، …دو شب پیش اما گروه جالبی کنار پیاده رو برنامه گذاشته بودن…در نگاه اول 4 جوان لاغر و نحیف با چهره های شرقی آفتاب سوخته بودن با لباسهای مندرس و موهای ژولیده که یکی گیتار میزد دو نفر ترومپت و دیگری میخواند…

کنجکاو شدیم که اینها کیستند و اهل کجا هستند…از روی نوشته ای که کنار سبدی برای جمع اوری پول جلویشان گذاشته بودند فهمیدیم گروهی هستند به اسم bonyari از ژاپن…کمی که ایستادیم و تماشا کردیم برنامه شان واقعا جالب شد…این 4 نفر با انواع و اقسام سازهای شناخته شده و ناشناخته برنامه اجرا کردند…از گیتار و باس و پرکاشن و چند نوع فلوت و زنبورک ! گرفته تا سازهایی که البته بعدا شناختمشون مثل didgeridoo (که در کنسرت یانی دیده بودم اما اسمش رو نمیدونستم):

Ukulele(شبیه نوعی گیتار کوچک):

و kalimba
