PostHeaderIcon سفر…

ترم دوم هم به پایان رسید…صبر من هم داشت به انتها میرسید…سختی ها زیاد بود این ترم…و دلتنگیها…نه مالزی جذابیت سابق رو داشت و نه آدمها معرفت مورد انتظار رو… هنوز هم تردید ندارم که راه درست رو انتخاب کردم بین موندن و اومدن…تردیدم تنها در ادامه راهست…هیچگاه از سختیها واهمه نداشته ام…همیشه پر کشمکش ترین راهها را برگزیده ام…اما هر چه پیشتر میروم محتاط تر میشوم…

“در ابتداي راه زيبايي دور دست ما را شيفته حركت مي‌كند، چون به ميانه مي‌رسيم تازه زيبايي و سختي سفر را مي‌فهميم، از اينجا دو دسته مي‌شويم، دسته‌اي كه شيفته‌ي ايستادن هستند و دسته‌اي كه مشتاق رفتن. به ناچار با عزيزان خداحافظي مي‌كنيم و به اميد دوستان جديد مي‌رويم. ”

خسته ام…اما…میدانم ، دوست ندارم میانه راه بایستم…

21 پاسخ به “سفر…”

دادن پاسخ