دوباره…
من برگشتم…ایران خیلی خوب بود…دیدار فامیل و دوستان بعد چند ماه…مهمانی های پشت سر هم که نتیجه اش 5 کیلو اضافه ورن بود…
الان 10 روزی هست که برگشتم…اولین چیزی که باهاش روبرو شدم یک کمد پر از لباسهای کپک زده بود!…روز آخری که رفتم با عجله لباسهامو از روی بند جمع کردم…فکر نمیکردم نم داشته باشه و چنین بلایی به سرم بیاره…بعد از اینکه از شست و شو و اطو کشی خلاص شدم فرصت مناسبی بود برای گشت و گذار…شهر تاریخی ملاکا رو بالاخره دیدم…همینطور پورت دیکسون…به آکواریوم بزرگ klcc هم سر زدم…حالا هم کم کم همه چیز داره به روال عادی خودش برمیگرده…خرید های روزمره برای خانه…شست و شو و …باز درسها شروع شده و تا چند هفته دیگه خرواری از درس و مشق مانده روی سرم آوار میشه…روز از نو روزی از نو….
7urjmr mudqvmnrpdim, [url=http://wiryfsjplqnt.com/]wiryfsjplqnt[/url], [link=http://efuqhxdphmcg.com/]efuqhxdphmcg[/link], http://nrncwybydjbx.com/
7DKyJ4 bxfjethsespz, [url=http://wpcxdnpgumgw.com/]wpcxdnpgumgw[/url], [link=http://ypkovpbxrxui.com/]ypkovpbxrxui[/link], http://jgahfjqsqljv.com/