Archive for آگوست, 2007
محافظه کاری آیا؟
در مورد ۹۹.۹ در صد آدمها روشهای مسالمت آمیز جواب نمیدهد.
بهتر است از اول شمشیرمان را از رو ببندیم.
ایده کمی تا قسمتی خلاقانه
با کلی بحث گروهی و وسواس بالاخره موضوع پروژه یکی از درسها رو انتخاب کردیم…سیستم اتوماسیون سفارش و پرداخت صورتحساب برای یک رستوران ….با صفحات touchscreen برای انتخاب و سفارش غذا…پرداخت از طریق همین سیستم…با ارائه قابلیتهایی برای افراد نابینا… حظ وافر بردیم از این ایده نابی که به ذهنمان خطور کرده…امروز از صبح تا عصر هم طول کشید تا پروپوزالش را آماده کردیم…ماند انتخاب اسم برای سیستم که گفتیم یک جستجویی در اینترنت بنماییم شاید نامی مناسب پیدا کنیم…
با کمال ناباوری دیدیم که ایده خلاقانه ما، نه تنها قبلا به فکر دیگری رسیده…که پیاده سازی هم شده با امکاناتی فراتر از سیستم پیشنهادی ما!!!ما ماندیم و پروژه ای که باید پروپوزالش را پس فردا تحویل بدهیم و استادی که به شدت روی پدیده ای به نام plagiarism حساسیت دارند!
بعضی وقتها بعضی چیزها بعضی جاها را بدجوری میسوزانند….
پ.ن. plagiarism = سرقت تاليفات يا اختراعات
bawang merah cafe
پریروز به یک کافه- رستوران مالایی در منطقه سوبانگ رفتیم.این کافه کوچک بیش از اونی که انتظارش میرفت شلوغ بود و جالب اینجا بود که بیشتر از اون که مشتری مالایی داشته باشه مشتری چینی و هندی داشت (اینجا کمتر همچین چیزی پیش می یاد)
بر خلاف ایران خبری از سفارش گرفتن نبود و مردم خودشون میرفتن و از یه قفسه که از بالا تا پایین پر بود از شیرینی ها و دسرهای مالایی –که داغ داغ از آشپزخونه می اومد- دسرهاشونو بر میداشتن و می آوردن سر میز و میخوردن…اولش فکر کردم شاید از این جاهاییه که اولش ازت یه ورودی میگیرن و بعد هر چی بخوای میخوری…اما بعد در کمال تعجب دبدم نه! هر چی خواستی میخوری و بعد میری پای صندوق و میگی من اینارو خوردم و باهات حساب میکنن .این اعتماد برام خیلی جالب بود…داشتم فکر میکردم اگه یه همچین جایی تو ایران بود چه اتفاقی می افتاد؟!!!
پ.ن.قیمتهاش هم کاملا منصفانه بود.
جنس سوم
یکی از پدیده هایی که تو بعضی کشورهای آسیای جنوب شرقی از جمله تایلند ، کره و مالزی (کمتر) عادی و تا حدی پذیرفته شده است ladyboy ها هستند ( مذکر هایی که بوسیله هورمون درمانی و عملهای جراحی متعدد تغییر جنسیت میدن). تشخیص اینا کار زیاد راحتی نیست…به نظر من که اصلا با یه زن مو نمیزنن…هیکهای خوش تراش… صورتهای ظریف زنونه…و حرکات عشوه آمیز!…البته به قول اندرو تنها راه تشخیصشون اینه که اینا از دخترای طبیعی خوشگلترن! …تا جایی که شنیدم این افراد تو تایلند دارن سعی میکنن دولتشونو مجبور کنن که اونا رو به عنوان جنس سوم بپذیره…یعنی تو تمام فرمهایی که مثلا تو ادارات پر میشه یک گزینه سومی هم برای اونا موجود باشه…
نمیدونم چرا این مسایل –همین جنس سومی ها، همجنسگرایی،…- هیچ وقت واسه من هضم شدنی نیستن… مثل آدمای پیر که هیچ رقمه با مسایل و تکنولوژی روز کنار نمی یان! واقعا چرا بعضی مسائل انقدر از مسیر طبیعیشون منحرف میشن؟
-نمیدونم چرا یک هفته ست نمیتونم بلاگفا رو باز کنم.در حالیکه از ایران ظاهرا مشکلی نداره.
hyper activation
امروز، آنقدر یگانه ام با طبیعت
که هیچ چیز نمیتواند نابودم کند
بیهوده میکوشی
غم!
(فریبا عرب نیا)
از اون روزاست که بیخودی انرژیم بالاست…اما از صبج تا حالا بالا میرم پایین می یام واسه خودم کار میتراشم…غذا درست کن…ظرف بشور…تراس رو جارو کن و بشور…دلیل:این جمعه پرزنت دارم و هنوز اسلایداش هم حاضر نکردم!
پی سی فیر
دیروز به اتفاق 3 تا از دوستا رفتیم نمایشگاه کامپیوتر که آخرین روزش بود…بدک نبود…بیشتر شرکتهای کله گنده غرفه داشتند(BenQ,Toshiba,…)… قیمتها هم ظاهرا یه تخفیفی روش خورده بود…اما خودمونیم…ابهت نمایشگاه اله کامپ خودمون به از اینها بود…حد اقل جا برای راه رفتن و نفس کشیدن داشت!
همگروهی ها
فقط این هفته بگذره…قول میدم…قول میدم تا عمر دارم با هیچ چینی پروژه گروهی برندارم
یه نصقه روز سر و کله ردن و بحث توی گروه = سر درد و خواب اجتناب ناپدیر نصفه دیگه روز
همایش در um
همایشی از تشکل های دانشجویی در UM به مدت 3 روز از دیروز برپا شده…جمعی از این تشکل ها فعالیتهاشون جنبه مذهبی و تا حدی تبلیغاتی داره…دانشجوهای بودایی ، مسیحی و مسلمان برنامه هایی برای معرفی دین و آداب و تعلیمات مذهبی خودشون دارن….و به جز بودایی ها که شرکت در 2 تا همایششون ورود برای عموم آزاد بود بقیه شرکت در برنامه هاشون رو آزاد گذاشته بودن و استقبال هم میکردن(مثلا مسیحی ها سرویس حمل و نقل هم برای بردن و آوردن از کلیسا گذاشته بودن)…
تعدادی هم مربوط به رشته های خاص بود مثلا دانشجوهای مهندسی عمران که عضو فعال میپذیرفتن… بعضی از این تشکل ها در قالب NGO فعالیتهای وسیعتری هم داشتند مثل ایجاد شغل برای دانشجویان خارج کشور و یا آموزش زبان به کودکان…تعدادی از دانشجوهای چینی برنامه آموزش زبان چینی در دانشگاه برگزار کرده بودن…یه سری هاشون برنامه مسافرت و کمپینگ های ماهانه داشتن و …خلاصه همه در صدد رقابت برای جمع کردن تعداد اعضای بیشتر…بیشترشون هم رایگان بود یا هزینه خیلی ناچیزی داشت…دیدنش خالی از لطف نبود…