PostHeaderIcon من هوم سیک نیستم، نیستم، نیستم…

وارد قسمت ناجالب اقامتم در اینجا دارم میشم و اونم homesick شدنه…بدتر از بدش اینه که مصادف شده با شروع کلاسهام در دانشگاه…امروز اولین کلاسم برگزار شد…بر خلاف تصورم که فکر میکردم نصف کلاس ایرانی باشند ، جز من و دوست هم خونه ام ایرانی دیگه ای نداشتیم.جلسه اول هم به معرفی خیلی اجمالی درس گذشت که 1 ساعت بیشتر طول نکشید…بعد هم ازمون خواست که گروههای 3 نفره برای انجام پروژه هارو تا آخر وقت کلاس مشخص کنیم…من و دوستم هم تازه داشتیم با هم بحث میکردیم که وقتی هنوز کسی رو نمیشناسیم چطور هم گروهی انتخاب کنیم که از پشت سرمون یه پسر چینی فوری گفت میشه من با شما دو تا باشم؟! ما هم کمی تو رودرواسی موندیم و گفتیم باشه…خودشو معرفی کرد و گفت که اونم مسلمونه…اسم چینیش Fogou بود و اسم اسلامیش علی! (ظاهرا چینی ها با توجه به مذهبشون یه اسم دیگه هم دارن…صاحبخونه ما هم که یه چینی مسیحیه یه اسم طولانی چینی داره ولی همه به اسم Christian اش Andrew صداش میکنن. ).قبلا از آقای Andrew شنیده بودیم که چینی هایی که تو مالزی به دانشگاه راه پیدا میکنن آدمای باهوشی هستن…چون سهمیه ای که دولت مالزی برای چینی های مقیم این کشور برای ورود به دانشگاه در نظر گرفته خیلی کمتر از خود مالایی هاست…و از این بین اونایی که میتونن دارد دانشگاه بشن افراد خیلی با استعدادی هستن…امیدوارم که در مورد هم گروهیمون اینطور باشه!…چون تا حالا که هوش سرشاری از این چینی ها ندیدیم… هر چینی که من و دوستمو با هم دیده ، – علی رغم اینکه هیچ شباهت ظاهری به هم نداریم – ازمون پرسیده شما ها خواهرین؟! امروز تو دانشگاه که یکی دیگه برگشت گفت : Are you twins?!!!

———————————————————————————–

دیشب داشتم تو یه مقاله در مورد راههای مقابله با homesick شدن میخوندم.گفتم شاید بد نباشه به قسمتاییشو ترجمه کنم اینجا بذارم…باشد که به کار آید:

- یک هم صحبت پیدا کنید.اگر هنوز دوستی پیدا نکرده اید از مشاور ، مدیر گروه یا معلمتان کمک بگیرید.

- قسمتی از خانه را برای خود ایجاد کنید.بخشی از چیزهایی که شما را به یاد خانه می اندازند در خانه جدید داشته باشید.چیزهایی مثل بالش،عکس ، پوستر یا عروسک.

- بر روی چیزهایی که بدست می آورید تمرکز کنید،نه چیزهایی که از دست داده اید.

- بدانید که تنها شما نیستید که این حس را دارید.همه کسانی که از کشور یا شهر خود دور شده اند مثل شما هستند.بنابر این دوستی پیدا کنید و با او اطراف دانشکده و شهر را بگردید و یاد بگیرید.هر چه بیشتر با محیط اطراف خود آشنا شوید،به همان نسبت احساس homesick بودن سریعتر از بین میرود.

- در فعالیتهای گروهی شرکت کنید.پیوستن به کلوپها ، درس خواندنهای گروهی و یا یافتن یک کار نیمه وقت که در ارتباط با مردم باشید میتواند سودمند باشد.

- همواره در تماس باشید!فاصله شما با خانواده یا دوستانتان فقط یک تلفن یا یک کلیک است!سعی کنید محیط اطراف خود را شناخته و تجربیات خود را با خانواده و دوستان به اشتراک بگذارید.

- در مورد احساسات خود صحبت کنید.homesick شدن طبیعی ست و به این معنی نیست که شما آدم ضعیفی هستید،برعکس : نشان دهنده این است که شما عشق و امنیت خاطر را در کنار خانواده و دوستانتان تجربه کرده اید، و این بسیار خوب است.

22 پاسخ به “من هوم سیک نیستم، نیستم، نیستم…”

دادن پاسخ